الشيخ حسين المظاهري
119
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
( و اضرب لهم مثلًا اصحاب القريه اذ جاءها المرسلون . . . و جاء من اقصي المدينه رجل يسعي . ) 178 داستان مردم آن قريه را برايشان بياور ، آنگاه كه رسولان بدان جا آمدند . . . مردى از دور دست شهر دوان دوان آمد . آيا نمى بينيد كه خداوند تبارك و تعالى به صرف وجود پيامبران در قريه انطاكيه آن را شهر ناميده و فرمود : ( وجاء من اقصى المدينه ) و ) خداوند هدايت فردى را ، مثل زنده كردن همهء مردم و گمراه كردن انسانى را ، چون كُشتن همه مردم دانسته است و فرموده : ( من قتل نفساًبغير نفس اوفساد في الارض فكانّما قتل النّاس جميعاًو من احياها فكانما احيا الّناس جميعاً ) 179 هر كس ، كس ديگر را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين ، بكشد ، چنان است كه همهء مردم را كشته باشد ، و هر كس كه به او حيات بخشد ، چون كسى است كه همهء مردم را حيات بخشيده باشد . در اصول كافى به نقل از سماعه آمده است كه به امام صادق عليه السلام عرض كرد : مقصود از آيهء : ( من قتل نفساً به غير نفسٍ . . . ) چيست ؟ و امام فرمود : " من أخرجها من ضلال الي هديً فكانّما احياها و من اخرجها من هديًالي ضلال فقد قتلها 180 " هر كس او را از گمراهى به هدايت آورد ، گويى او را زنده گردانيده و هر كس او را از هدايت به گمراهى آورد ، گويى او را كُشته است . اين بود گزيده اى از آيات ، اما روايات در اين زمينه بسيار است و ما تنها پاره اى از آنها را مى آوريم : پيامبر اكرم ( ص ) مى فرمايد : " المؤمن اذا مات و ترك ورقه واحده عليها علم تكون تلك الورقه يوم القيامه سترا فيما بينه و بين النار و اعطاه اللّه تبارك و تعالي بكل حرف